تبليغاتX
مندی و سید و دیگو
     
 

مندی و سید و دیگو

نمیخوایم وبمون تعطیل بشه!...

 

سلام!
با رویی بسیار کم باز هم اومدیم!
البته سه تایی!
سام دیگو هم اومد!
حالا دوباره گله مون رو به راه شد!
مارو تنها نذارینا! منتظرتونیم...

 

پيوند روزانه

جواهری در قصر

برنامه و بازی و علمی و...

توپولو2007

خاطرات

love

سیروش(پر از خنده!)

طرفداران شهاب حسینی

ارسنال سرور لیگ انگلستان

کبود دات کام

یانگوم

رانی سلطان قلبها!!!

سیانور

فریده جون

جوک های روز

 

نويسندگان

مندی و سیت

سام

 

     
 

هر هر

 

سلام به خانوم ها و اقایون و موجودات فضایی.

ببخشید که دیر به دیر اپ میکنیم.

البته امروز هم اپ مهمی ندارم.

اول از همه باید بگم ناراحتم.

۱- تعداد بازدید. ۲- سوء استفاده از قسمت مهمانان نوروزی.

متاسفانه بعضی از دوستان هنوزم دارن استفاده میکنند.

دو فرشته مسافر، براي گذراندن شب، در خانه يک خانواده ثروتمند فرود آمدند. اين خانواده رفتار نامناسبي داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند، بلکه زيرزمين سرد خانه را در اختيار آنها گذاشتند. فرشته پير در ديوار زير زمين شکافي ديد و آن را تعمير کرد. وقتي که فرشته جوان از او پرسيد چرا چنين کاري کرده، او پاسخ داد:" همه امور بدان گونه که مي نمايند نيستند."شب بعد، اين دو فرشته به منزل يک خانواده فقير ولي بسيار مهمان نواز رفتند.بعد از خوردن غذايي مختصر، زن و مرد فقير، رختخواب خود را در اختيار دو فرشته گذاشتند. صبح روز بعد، فرشتگان، زن و مرد فقير را گريان ديدند. گاو آنها که شيرش تنها وسيله گذران زندگيشان بود، در مزرعه مرده بود. فرشته جوان عصباني شد و از فرشته پير پرسيد:" چرا گذاشتي چنين اتفاقي بيفتد؟ خانواده قبلي همه چيز داشتند و با اين حال تو کمکشان کردي، اما اين خانواده دارايي اندکي دارند و تو گذاشتي که گاوشان هم بميرد." فرشته پير پاسخ داد:"وقتي در زير زمين آن خانواده ثروتمند بوديم، ديدم که در شکاف ديوار کيسه اي طلا وجود دارد. از آنجا که آنان بسيار حريص و بد دل بودند، شکاف را بستم و طلاها را از ديدشان مخفي کردم. ديشب وقتي در رختخواب زن و مرد فقير خوابيده بوديم، فرشته مرگ براي گرفتن جان زن فقير آمد و من به جايش آن گاو را به او دادم. همه امور بدان گونه که مي نمايند نيستند و ما گاهي اوقات، خيلي دير به اين نکته پي مي بريم."

 

نظر بدین دیگه....

خوب نظر بدین دیگه!

نظر

به يارو ميگن نظرت راجع به زلزله چيه؟ ميگه : خوبه فقط وقتش كمه

ترکه ميره دستشويي و در مي زنه. يه عربه مي گه: اهم... ترکه مي‌گه: حالا اسمت چيه؟ عربه ميگه: محمد حسن خليل. وحید مي‌گه: اي پدرسوخته‌ها، سه تايي رفتين توالت؟

 یه ترکه بهش می گه شوهر همسایه، هر روز صبح که می خواد از خونه بره بیرون زنش رو بوس می کنه، تو چرا این کار رو نمی کنی؟
ترکه می گه: آخه من که زن همسایه رو خوب نمی شناسم
...

يارو به زنش ميگه برو مهريه تو بزار اجرا تا با پولش خونه بخريم

يارو ميره خواستگاري روش نميشده بگه چوپونم ميگه لوازم يدكي گوسفند دارم

يكي عاشق ميشه روسردرخونش مئ نوئسه به زودي دراين مكان عروسي برگزارميشود

روباهي به زاغي گفت: چه سري!چه دمي!عجب پايي!

زاغ: بي ناموس خجالت بكش. اون موقع كلاس دوم بودم,الان نامزد دارم!

كارگر رو ميخواستن دار بزنن ميگن حرف ديگه اي نداري بر ميگرده ميگه كارگر نميخواي

ممنون از دوست خوبم منگول

 

منبع : http://www.mangoooool.blogfa.com/

خوب خوب خوب امیدوارم خوشتون اومده باشه.

بای تا های همراه با چای


یکشنبه 1387/10/08 |

 
     
 

برنامه ماتریس اسپارس با زبان c

 

#include
 #include
 main()
 {
 const int n=4;
 const int m=4;
 int t=0,f;
 int a[n][n],b[20],d[20][3],s[20],e[20],i,k=0,j;

  cout<<"Matris Spars\n";
  cout<<"*********************************\n";
   for(i=0;i   {for(j=0;j   {cout<<"Enter a["<   cin>>a[i][j];

   if(a[i][j]>0)
   {b[t]=a[i][j];
   s[t]=i;
   e[t]=j;
   t++;}}}


   f=t;
   for(i=0;i<(f+1);++i)
   {for(j=0;j<3;++j)
   {if(i==0 && j==0)
   d[i][j]=n;

   if(i==0 && j==1)
   d[i][j]=m;

   if(i==0 && j==2)
   d[i][j]=f;

   if(i>0 && j==0)
   d[i][0]=s[i-1];

   if(i>0 && j==1)
   d[i][1]=e[i-1];

   if(i>0 && j==2)
   d[i][2]=b[i-1];}}


//print matris spars
     cout<<"*********************************";
   cout<<"\nspars is:\n";

   for(i=0;i<(f+1);++i)
   {for(j=0;j<3;++j)
   {cout<  cout<<"\n";}

getch();
return 0;
}

سلام به همه ی بچه های گل و گلاب ، این پست یکمی اختصاصیه و بدرد بچه های کامپیوتری میخوره . بااجازه همگی ما رفع زحمت میکنیم.


دوشنبه 1387/08/13 |

 
     
 

دخترماه

 
سلام به همگیییی

بازم اومدم

بیاین تو وبلاگم

هر چی بخوای

از عکس تا آهنگ

حالا تا دیر نشده

www.mahsamah.blogfa.com

هر کی نیاد خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بببببببده!!!!!!!!!!!

بابا یه کم حال داشته باش بیا دیگه

www.mahmahsa.blogfa.com

اینم هست


شنبه 1387/08/04 |

 
     
 

تولد تولد تولدش مبارک...

 

  

  به مندی و سیت تبریک بگین (نظر بدین) 

   تولد تولد تولدت مبارک     مبارک مبارک تولدت مبارک

بیا شمع هارو فوت کن که صد سال زنده باشی.

بیا شمع هارو فوت کن که صد سال زنده باشی.

    تولد تولد تولدت مبارک     مبارک مبارک تولدت مبارک

سلام بی معرفت ها...

چطورین؟ خویین؟ خوشین؟

بگین چی شده؟

نمیدونید؟

امروز تولده مندی و سیته...

هی هی هی هی هی هی

مندی و سیت

شدن ۱ ساله.... !!!  

خوشحالی کنیم و شادی کنیم امروز تولد داریم...

     تولد تولد تولدت مبارک     مبارک مبارک تولدت مبارک

بیا شمع هارو فوت کن که صد سال زنده باشی.

بیا شمع هارو فوت کن که صد سال زنده باشی.

    تولد تولد تولدت مبارک     مبارک مبارک تولدت مبارک

تولده نظر بده. کادو بده .

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد: 

گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش آنها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه  !!

بای بای تا پست بعدی...

یادتون نره تبریک بگین.


چهارشنبه 1387/07/03 |

 
     
 

من اومدم ....

 

سلام سلام سلام...

دوباره ما اومدیم با کلی مطالب باحال و دست اول.

برای افتتاح این پست میخواییم براتون چند تا مطلب و بعدشم چند تا عکس

بذاریم.

نظر یادت نره!

برای مقدمه با چند تا مطلب شروع میکنیم:

۱-به اندازه قلیون دوستت دارم ، اگه گفتی چرا؟ ق : برای قشنگیت، ل :

برای لبخندت ، ی : برای یکی بودنت ، و : برای وفایت ، ن : برای نگاهت.

۲-تو که میدونی من زیاد به خیابونا وارد نیستم ، میشه بگی از کدوم طرف

باید قربونت برم؟

۳- فدات فدات یه بوس برات کنج لبات یه چسب بزن بچسبونش که در نره از

رو لبات

۴- چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو ،پس چرا نیستی پیشم ، نگاه

خیسه تو کو؟ گوش گوش دو تا گوش یه دست باز یه آغوش، بیا بگیر قلبمو

یادم تو را فراموش! چوب چوب یه گردن ، جایی نری تو بی من! دق میکنم

میکنم میمیرم، اگه که دور شی از من، دست دست دوتا پا ، یادتو مونده

اینجا، یادت میاد که گفتی بی تو نمیرم هیچ جا ، من من یه عاشق همون

مجنون عاشق!

مندی و سیت یادت نره!

چند تا عکس فانتزی دخمرای خوشگلو براتون میذاریم:

اگه خوشت اومد نظر بده!

اگه میخوای برش داری منبعو بگو!

جالبه مگه نه؟! نظر بده!

 

دلت میاد نظر ندی؟!

و حالا چند تا اسم با معی هاشون براتون میذاریم:

۱- مشانا : نام دیگر حضرت حوا

۲-میشل : مثل خدا

۳-وانیا : هدیه ای از طرف پروردگار

۴-یکتا : یکدانه،یگانه

۵-کیمیا:کنایه از عشق،حیله و مکر

۶-مانیا: علاقه شدید

۷- ویانا : هدیه ای از طرف پروردگار

۸- مانی:نادر وکمیاب

۹ - کاملیا : نوعی درختچه تزئینی

۱۰-عماد : تکیه گاه

اگه خوب بود واسه بچه هاتون انتخاب کنید!

و یه مطلب جالب :

وقتی گروه نجات زن جوان چینی را زیر آوار پیدا کردند او مرده بود اما امداد رسانان زیر

 نور چراغ قوه چیز عجیبی دیدند.زن با حالتی غیر عادی به زمین افتاده  - زانو زده  و

کاملا بدنش زیر آوار تغییرشکل یافته بود.آنها درحالیکه تلاش میکردند جنازه را از زیر آوار

 بیرون بیاورند با فریاد ها دیوانه وار سرپرست گروه مواجه شدند : بیایید ...زود بیایید ...

یک بچه اینجاست. بچه زنده است.

وقتی آوار از روی جنازه مادر کنار رفت نوزادی از زیر پیکرش بیرون کشیده شد.او کاملا

 سالم و در خواب عمیق بود بی آنکه بداند مادرش هنگام حفاظت از جگر گوشه خود

چگونه جانفشانی کرده است.

ماموران وقتی بچه را بغل کردند یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه

 شکسته آن این پیام دیده میشد :

 عزیزم اگر زنده ماندی فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت میداشت.

 تقدیم به فرشته ای که عمری مادر خواندمش.

چقدر گریه کردیم ، نظراتتونو میخوایم!

خوب دیگه واسه پست اول بد نبود ، یادتون نره نظر بدینا!

تا پست بعدی خداحافظ

 


پنجشنبه 1387/06/21 |

 
     
 

سلامی مجدد...

 
سلام حال شما احوال شما خوبید شما چطورید شما اخه نامردا اخه بی رحما ما این همه نبودیم اون وقت فقط همین قدر نظر باید باشه اره نامردا ؟ اینم شد دوستی ؟ چرا نظر ندادین ؟ اخه نمیگین ما ناراحت میشیم ؟ هان؟
امروز ما دوتا دوباره اومدیم تا دوباره بیایم!!!!  اخه میدونید چیه  من با شما ها قهر کرده بودم و قرار بود که دیگه نیام ولی خوب دیگه نشد چون رفتم و پست ها ی قبلی رو دیدم که چقدررررر پر نظر بودم دلم گرفت و امرور اومدم پست بذارم....  اره دیگه بهارم رفت و امروز۹/۴/ ۸۷شد. راستی

عید همتون دوباره مبارک...

اخه یعنی یکی تون نتونست بیاد یه پست بذاره؟ ( به جز سیما خانم عززززیز.)

خوب دیگه همتونو به خدا میسپارم و منتظر نظر های زیادتون هستم... ( حداقل ۱۰ تا نظر بشه)

 


یکشنبه 1387/04/09 |

 
     
 

خیلی ناراحتم کردین!!!!!

 
چرا هیشکی به نوشته های ما توجه نمیکنه؟!!!!!!!!!!!!!!!

من میگم بیایین پست بذارید شما میایین نظر میدین؟!!!!!!!!!

تو وبلاگمون یه ویژه نوروز داریم !!! بیایین خودتون پست بذارید.

گذر واژه و رمزعبور هم تو پست قبلی گذاشتم! بیایین دیگه! منتظرم.

    مندی ناراحت.


دوشنبه 1386/12/27 |

 
     
 

سرمای بهاری

 
خواهم رفت ...
روزی برای گرما
شکلک در می آورم
و به روی بهار می خندم
در چشمان سرخ و آتشین
خیره می شوم ...
و قرچ قرچ یخ می جوم
بر روی برف ها غلت خواهم زد
و شاید روزی آن را
گلوله گلوله بر سر بهار پاشیدم
آری ...
من کاری می کنم
که بهار و گرما سرما بخورند .....


یکشنبه 1386/12/19 |

 
     
 

ویژه ی نوروز

 
سلام.

ویژه ی نوروز دارم براتون بیاین و ببینید.

ما برای نوروز تصمیم گرفتیم که برای دوستان یه اکانت درست کردیم که میتونید بیاین توش و

پست بذارید.

نام وبلاگ : mandyosith

نام کاربری : noroz

رمز عبور:4567

تذکر: میدونم که میدونید باید برید تو قسمت وبلاگ گروهی ولی خوب یه اشاره ی کوچولو کردیم

                      عید تو راهه


جمعه 1386/12/17 |

 
     
 

ولنتاین

 
 سلام.

      ولنتاین مبارک

 خوبید؟ خوشید؟ چرا هیچکس نظر نداده؟!

 خیلی ناراحتم کردید.

  امیدوارم از این عکس خوشتون بیاد. قوربانتون سیت

 راستی اگه نظرات تا دو تا نرسه ( ببینید ما چه ادمای خوبی هستیم! فقط دوتا ) هیچ پستی

گذاشته نمیشود.

 باتشکر. یه سایت اپلودی هم بهمون بگیددددددددددددددددددددددددددددددددددددد....

 اونا رو خوردیم تموم شد!!!!

 نمیدونیم چرا ما از اپلود شانس نداریم....

 

مندی

از زحمتات زیاد دیگو هم متشکریم....

خسته نباشید جناب سام. 

مندی- این چیه گذاشتی سیت؟! اینا همش دروغه محمله ، بُهتونه به جای این قلبه بچه بود... انیا

همش فتوشاپه ، پس بچه کو!؟

سیت- بچه بزرگ شد زن گرفت بچه دار شد نوه اش رفت لیسانس گرفت داره فوق لیسانس میخونه تو

کجای کاری مندی؟!

مندی- اینا همش دروغه باور نکنید....

سیت -بای بای...


دوشنبه 1386/11/29 |