|
|
خواهم رفت ... روزی برای گرما شکلک در می آورم و به روی بهار می خندم در چشمان سرخ و آتشین خیره می شوم ... و قرچ قرچ یخ می جوم بر روی برف ها غلت خواهم زد و شاید روزی آن را گلوله گلوله بر سر بهار پاشیدم آری ... من کاری می کنم که بهار و گرما سرما بخورند .....
|
|
|
|
|
یکشنبه 1386/12/19 | |
|
|
| |